توبه

شعر توبه

غرق گنه ناامید مشو زدرگاه ما

که عفو کردن بود در همه دم کار ما

توبه شکستى بیا هرآنچه هستى بیا

امیدوارى بجوى زنام غفّار ما

بنده شرمنده تو، خالق بخشنده من

بیا بهشتت دهم مرو تو در نار ما

در دل شب خیز و ریز قطره اشکى ز چشم

که دوست دارم کند گریه گنهکار ما

خواهم اگر بگذرم ز جمله عاصیان

کیست که چون و چرا، کند زکردار ما

(حبیب چایچیان «حسان»)

توبه
توبه

 

چیستان توبه

کدام سوره قرآن بدون بسم الله رحمن رحیم است ؟

جواب:  توبه

 

به توبه کردن و بازگشتن از گناه چی میگن؟

جواب: انابت

 

نام‌های دیگر سوره توبه کدامند؟

جواب: نام‌های دیگر این سوره عبارتند از: «العذاب،‌ الفاضحه، البحوث، الحافره، برائه و…»

 

 

ضرب المثل توبه

توبه گرگ مرگ است

یک نفر که به کار زشتی عادت کرده و دست‌بردار نیست و مردم هم از آن آگاهند اگر یک زمانی اظهار ندامت کند، مردم باور نمی‌کنند و این مثل را می‌گویند. گرگ پیری بود که در دوران زندگیش حیوانات و جانوران و پرندگان زیادی را خورده بود و به دیگران هم زیان فراوان رسانده بود. روزی تصمیم گرفت برای اینکه خداوند از اعمال گذشته‌اش چشم‌پوشی کند و او را ببخشد به حج برود و توبه کند.
به قصد حج راه افتاد، در راه گرسنه شد، به اطرافش نگاه کرد استری را دید که در مرغزاری می‌چرید، پیش استر رفت و گفت: «می‌خواهم به حج برم و توبه کنم، اما حالا خیلی گرسنه‌ام ازت‌ می‌خوام که در این ثواب با من شریک بشی!» استر گفت: «از دست من چه کاری برمیاد؟» گرگ گفت: «اگه خودت را قربانی این راه بکنی من هم می‌تونم از گوشت تو سیر بشم و از گرسنگی نجات پیدا کنم، هم دیگران از گوشت تو می‌خورند و سیر می‌شوند و این کار ثواب زیادی داره و خداوند هم گناهت را می‌بخشد».
استر برای نجات جان خودش به فکر حیله افتاد و رو به گرگ کرد و گفت: «عمو گرگ! من آماده‌ام که در این کار خیر شرکت کنم و خودم را قربانی کنم اما دردی دارم که سال‌های درازی است زجم میده از تو می‌خوام دردم را چاره کنی، بعد مرا قربانی کنی» گرگ جواب داد: «دردت چیه؟ حتماً چاره‌اش می‌کنم، اگه هم نتونستم پیش عمو روباه میرم تا درد ترا علاج کنه» استر گفت: «چه بگم چند سال قبل پیش یک نعلبند نادان رفتم که سم‌هایم را نعل بزنه اما نعلبند نادان نعل را اشتباهی روی گوشت پام زد و این درد از آن روز مرا زجر میده، ترا به خدا بیا نزدیک زخم‌هام را نگاه کن!»

گرگ گفت: «بذار نگاه کنم» استر پاش را بلند کرد در همین حال که گرگ می‌خواست زخم پای استر را ببیند، استر از فرصت استفاده کرد و چنان لگد محکمی به سر گرگه زد که مغزش بیرون ریخت. گرگ که داشت می‌مرد به خودش می‌گفت: «آخر گرگ پدرسگ! پدرت نعلبند بود، مادرت نعلبند بود، ترا چه به نعلبندی؟!» استر هم از خوشحالی نمی‌دانست چکار کند، هی می‌رقصید و به گرگ می‌گفت: «توبه گرگ مرگه!»

 

 

لطیفه توبه

عربی را گفتند: تو پیر شده ای و عمری تباه کرده ای،توبه کن و به حج رو،گفت:خرج سفر ندارم. گفتند خانه ات را بفروش و هزینه ی سفر کن. گفت چون باز گشتم،کجا بنشینم؟و اگر باز نگردم و مجاور کعبه مانم خدایم نمی گوید ای احمق چرا خانه ی خود بفروختی و در خانه ی من منزل گزیدی؟

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.